دسته‌ها

زندگی‌مان چقدر برای خودمان مهم است؟ چقدر درباره‌ی خودمان فکر می‌کنیم؟ منظورم خودِ واقعی‌مان است، نه خودِ نوعی. احتمالا همه‌مان درباره‌ی تقابل بین سنت و مدرنیته در ایران امروز یا بی‌وطنی انسان پست‌مدرن تحلیل‌هایی داریم؛ اما درباره‌ی کارهایی که می‌خواهیم فردا سراغ‌شان برویم با چه ساز و کاری فکر می‌کنیم؟ ممکن است چیزهای جالبی درباره‌ی روابط سوبژکتیو و ابژکتیو خوانده باشیم؛ اما وقتی همکارمان همه‌ی کارها را روی دوش‌مان می‌اندازد چگونه واکنش نشان می‌دهیم؟ شکی نیست که هر کدام‌مان یک سری گزاره‌های اخلاقی را قبول داریم و با همان‌ها درباره‌ی نقش آمریکا در گرمایش جهانی و حد و مرز آزادی بیان در غرب نظر می‌دهیم؛ ولی وقتی یک نفر در جمع دوستانه‌مان خطایی می‌کند چگونه رفتارش را قضاوت می‌کنیم؟

مفاهیم زیادی در عالم اندیشه وجود دارند که قرار است به انسان در انسان بودنش در این جهان کمک کنند؛ شرایطش را تفسیر و توصیف کنند یا تغییر دهند. اضطراب اگزیستانسیال یا دلهره‌ی وجودی مثلا یکی از این مفاهیم است. شاید جمله‌ی معروف کیرکگور را شنیده باشیم که «دلهره، سرگیجه‌ی آزادی است» و بدانیم که دلهره‌ی وجودی موقعی پدید می‌آید که انسان با علم به تناهی خویش با امکانات پرشمار پیش رویش مواجه شود. اما مسئله این‌جاست ما هیچ‌وقت در زندگی با مفهوم انتزاعی اضطراب اگزیستانسیال مواجه نمی‌شویم؛ بلکه اضطراب‌هایی انضمامی مانند دلهره‌ی شب کنکورند که باید فکری به حال‌شان بکنیم.

البته منظورم این نیست که هیچ دلهره‌ی روزمره‌ای از جنس دلهره‌های مفهومی نیست. هر دلهره‌ای مصداق یک مفهوم از دلهره است. ماجرا این است که ما ضمن مواجه شدن با مصداق به مفهومش رسیده‌ایم یا برعکس؛ ابتدا مفهومی را درک کرده‌ایم و بعد در زندگی دنبال مصادیقش گشته‌ایم.

مسئله این‌جاست ما هیچ‌وقت در زندگی با مفهوم انتزاعی اضطراب اگزیستانسیال مواجه نمی‌شویم؛ بلکه اضطراب‌هایی انضمامی مانند دلهره‌ی شب کنکورند که باید فکری به حال‌شان بکنیم.

اگر این‌ مجادلات را که فلسفه ساختن مفهوم است یا نقد قوه‌ی فاهمه یا کشف ادراکات پیشامفهومی کنار بگذاریم و روی این تعریف دم‌دستی توافق کنیم که فلسفه قرار است به فکر کردن‌مان کمک کند، می‌توانیم بپرسیم فلسفه‌ای که «می‌خوانیم» چه‌قدر به فکر کردن‌مان کمک می‌کند؛ فکر کردن‌مان درباره‌ی خودمان و کارهایی که می‌کنیم.

فلسفه خواندن یعنی سر و کله زدن با کلی کتاب فلسفی از متفکران مختلف در دوره‌های زمانی متفاوت. هر کدام با پیش‌فرض‌ها و جهان فکری خودشان و در پاسخ به دغدغه‌های زندگی زمانه‌شان. فلسفه می‌خوانیم و کلی مفهوم یاد می‌گیریم. هر مفهوم از یک دوره‌ی تاریخی و با یک سری مفاهیم مرتبط با خودش. یک کار جالب‌تری هم که ممکن است بکنیم یاد گرفتن «روش فکر کردن» است. اما روش فکر کردن هم خیلی وقت‌ها به همان مفاهیم وابسته است.

مفاهیم را که یاد می‌گیریم و به روش‌ها که مسلط می‌شویم، اگر از فضای نقد تفکر جهان و جریان‌شناسی تفکر معاصر بگذریم، می‌خواهیم درباره‌ی زندگی خودمان فکر کنیم. مکانیزمش این‌گونه است که از بین این مفاهیم چندتایی را که به مذاق‌مان خوش‌تر می‌آید انتخاب می‌کنیم و سعی می‌کنیم در زندگی روزمره‌ی خودمان مصادیقِ آن مفاهیم را پیدا کنیم. سعی می‌کنیم زندگی‌مان را در قالب‌های پیش‌ساخته‌ای که شناختیم‌شان بریزیم و تحلیلش کنیم و به ماجرای زندگی‌مان مسلط شویم. ولی این در ظاهر قضیه باقی می‌ماند و زندگی راه خودش را می‌رود و دست‌ آخر هم در شرایط حساس و تصمیم‌های مهم زندگی با ساز و کار دیگری فکر می‌کنیم.

ارسطو می‌گوید فلسفه با «حیرت» آغاز می‌شود. یعنی وقتی در چیزی درمانده‌ایم. این چیزهایی که از شناختن مفاهیم و به‌کار بستن‌شان در تفکر گفتم هیچ ارتباطی با حیرت ندارد. وقتی حس درماندگی می‌کنیم که با چیزی از زندگی واقعی‌مان سر و کله بزنیم؛ اتفاقی یا تصمیمی ما را به فکر بیندازد و فکر کردن آغاز شود. این ماجرا می‌تواند مسئله‌ی شخصی‌مان باشد یا چیزی باشد که در داستانی خوانده‌ایم یا در فیلمی دیده‌ایم.

مجموعه‌ی فلسفه و فرهنگ عامه [مجموعه کتاب‌هایی با این عنوان کلی از سه انتشارات معتبر] تلاش کرده است تا با همین فرآیند به مسائل روزمره بپردازد و فلسفیدن دات کام هم قصد دارد ضمن ترجمه‌ی فصل‌های مختلف این کتاب‌ها، در حد توانش به مسائل این‌جا و اکنون هم از همین زاویه نگاه کند.

Share Post
Latest comments
  • کارتون عالی، بیست و امیدوارم روزی همه این کتابها رو ترجمه کنید، در سایت قرار بدین و ما هم بخریم و از خوندنشون لذت ببریم.

  • حرکت خوب و ارزنده ای است
    موفق باشید

  • این سایت و مقاله ها عالی هستن و فهمیدن ـشون خیلی آسونه. مرسی

  • این سایت واقعا عالیه،همون چیزی که دنبالش بودم ヾ(*´∀`*)ノ

  • سلام رفقا… بسیار جهت… جهت صحیح..علمی…ودقیق…و پر بازدهیست…در این راه برایتان همواره همراهی و همواری طریق ارزومندم

  • درود به شما و این سایت محشر و پر محتواتون
    امیدوارم روز به روز سایت بهتر و گسترده تر و پر محتوا تربشه
    خسته نباشید

  • ضمن تحسین و سپاسِ بی‌کران از نشر سخاوتمندانه‌ی این مقالات ارزشمند؛

    نثرِ بی‌تکلف و قلم روانِ مترجمین محترم، بسیار ستودنیست.

LEAVE A COMMENT